۱۳۸۷ تیر ۱۲, چهارشنبه

واگردان زندگی

جالب که ما فکر می کنیم اگه جای این قرن توی یه قرن دیگه بودیم تا الان مرده بودیم

گذشته واسمون سیاه ست



درسته تو عصر حجر غذا پیدا کردن سخت بود

در عوض دخترا هزارو یک ادا اطفار در نمی آوردن تا شوهر کنن

گرم کردن تن تو سرما می تونست جون آدم رو بگیره

ولی آدمی رو نمی دیدی که تا صبح گوشه ی خیابون با یه روزنامه سر کنه . کسی ککشم نه گزه



قرون وسطی هم که دستشویی کردن خیلی سخت بود

در عوض هرجا که خلوت بود کارت رو می کردی کسی هم فیلمت رو نمی گرفت تا بلوتوث کنه!

همه شمشیر رو از رو می بستن . نه اینکه واسه کشتن یکی سیصد نفر برن رو هوا

سیاست معنی دیکتاتوری میداد. با چماغ دموکراسی نمی کوبیدن تو سر خلق



خدا پدر ادیسون رو بیامورزه

اگه نبود ازین قرن چی می موند



غذاهای رنگ و وارنگ که بخوری شون اگه قند و چربی و فشار خون نگیری بعدا سرطان می گیری

توالت هایی که خودشان هتل شدن اما وقت نیست آدم بره کارسو انجام بده

یه خروار مدرک باید جمع کنی تا مردم بهت نگاه کنن

درصورتی که داری تو طویله با یه مشت خر سرو کله می زنی

۱۳۸۷ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

الگوریتم تحصیلات و ازدواج در زنان و مردان

زن

  • دیپلم را می گیرد . شوهر دم دست هست . اما نه چندان دل انگیز . پس به سراغ لیسانس می رود

  • لیسانس را یک ضرب یا دو ضرب می گیرد. بدنبال شوهر می گردد . با قفدان شوهر مواجه می شود پس اگر قیافه ی لازم را داشت که هیچ. چون به شوهر خودش را می رساند . اگر نداشت به سر وقت فوق می رود

  • فوق را هم می گیرد. اندکی مکث می کند .به بدنبال شوهر است.اما شوهری در دست رس نمی باشد . با خود می گوید: دکترا را بگیریم شاید یکی پیدا شد

  • دکترا را هم اخذ می کند .استاد دانشگاه می شود . احساس می کند از هفت خوان عبور کرده. اما هنوز شوهر نکرده. پس لابد یک خوان مانده! پس در انتظار دیو سپید می نشیند و....

مرد

  • با دیپلم یا بی دیپلم . یا زن می خواهد یا نمی خواهد. اگر خواست پول هم داشت که می گیرد. اگر پول نداشت به سروقت لیسانس می رود

  • لیسانس را می گیرد به دنبال کار می رود .خبری از کار نیست. اگر عقل داشت دور زن را گلاب می گیرد . اگرم نداشت که هیچ

  • فوق لیسانس را می گیرد. خسته شده پول می خواهد. به این ورو اون ورش فشار می آورد ... شاید که تحت فشار زن بگیرد...

۱۳۸۷ فروردین ۴, یکشنبه

بیروزنامه

این متن حاوی مطالبی مغایر با زناشویان عزیز است که بسی پوزش می خواهیم
بدین جهت از کلیه آیله مندان تقاضا داریم این متن را مطالعه نفرمایند


روزی روزگاری در ایامی نه چندان دور بازرگانی طوطی شیرین سخن داشتندی

بازرگان که مجرد بودندی طوطی را یار وهم سفره خود دانستندی وکل خانه را سرای طوطی چاکودندی

طوطی که ایام بکام روا داشتندی با بازرگان نقل ها و روایتهای بسیار گفتندی

اما روزگار به یکسان نماندی و سر آخر بازرگان دل در گرو دختری نهادندی

آن شد که خانه بازرگان خانه بخت شدندی

در همان بدو حرکت ایال فرمایش کردندی :

این طوطی بحر چه آزاد است؟ فقس باید باشد تا از شر فوضولاتش در امان باشیم، ما جلو میهمانانمان آناموس داریم!

این شد که طوطی به قفس حواله شدندی

چند صباحی گذرکردندی

بازرگان و طوطی این دو هم صحبت دیرین، دوگوش و ایال نو رسیده ، زبان شدندی

با سنگین تر شدن اقساط بازرگان و بالارفتن انتظارت ایال والا مقام ، بازرگان مجبور گردیدنی به جاهای بیشتر و دور دست تری سفر کردندی تا چرخ زندگی را تند تر گردانیدندی

طوطی نیز کنج عزلت (شایدم اذلط) بغل کردندی

چندی گذشت چرخ بازگان کمی کند شدندی

سر انجام ایال مهر خود را در طی چند فقره چک مطالبه کردندی

چک اول همان و برگشت خوردنش همان

سر آخر هنگامی که بازرگان را از منزل ، بند بردست نزد داروقه بردندی ، طوطی ناگهان این ور اونور شدندی و از هوش رفتندی

درب قفس باز کردندی و طوطی هم فلنگ را بستندی

در همان حال بازرگان رو به طوطی کردندی و ندا در آوردندی:

آهای بی وفا دیگه دوسم نداری (همراه با اکو خوانده شود)

طوطی که دو سالی بودی زبانش بسته بودندی پاسخ در دادندی :

ز زن دان به زندان روی ،شاد رو
به نیشخند و پوزخند و آزاد رو

مگر من تنم را چی واجه آخر
برفتی ایال وار شدی ای پسر

مرا بود بال پر ، جیویشتم ز عذاب
تو را چون چنین نیست بوکودی خراب

۱۳۸۶ اسفند ۲۵, شنبه

و اینک آخر زمان است

انجمن صنفی زنان مبارز به تازگی لیست "بانوی ایده آل من برای زندگی" ، موسوم به "از هر انگشتم یک هنر می ریزد" را آپ تودیت کرده

این لیست با جایگزین کردن هنر های به قول خودشان دموده به جای کار هایی که بانوان فعلی ، قادر به انجامشان هستند، خیال دارد چندی از مشکلات بانوان در امر ازدواج را حل کند

شایان ذکر است کونفدراسیون زنان چندی پیش اعلام کرد بسیاری از بانوان در انجام اموری همچون خانه داری . بچه داری. پخت و پز.نظافت و ... در تمامی سطوح دچار مشکلات اساسی هستند. در بسیاری از جهات این واقعیات ؛ وجود عنصر فسفر در کاسه سرشان را رد می کند و احتمال وجود آمونیاک در این مکان را قوی تر می سازد

به همین جهت از بانوان دم بخت محترم خواسته شده از بیان عباراتی هم چون "من نیمرو هم نمی توانم درست بکنم" ، آن هم در جمع اکیدا خود داری نمایند چرا که
اولا این مطلب امری بدهی است و نیاز به بیان آن نیست
ثانیا همان اندک آقایانی را هم که به سبب مرض عشق دچار کوری و کری و نفهمی مضمن شده اند را هم می پراند

لیست جدید هنر های بانوان به شرح زیر است

رنگ قرمز هنر های منسوخ و رنگ سرمه ای هنرهای نوینی است که به ترتیب جای گزین شده است

داشتن دست پخت مناسب
آشنایی با غذای های آمده مناسب


خانه داری و مرتب نگاه داشتن منزل
کلفت داری و مرتب نگاه داشتن آرایش صورت*

* البته این دو بطور جداگانه محسوب می شوند

قابلیت تربیت کودک
غیر قابل تربیت شدن

تفکراقتصادی و جلوگیری از ولخرجی
تفکرات اروپا گردی و خرج زیاد

توانایی در ایجاد آرامش در محیط منزل
توانایی گرفتن آرامش از فامیل شوهر

دوخت ودوز وکاموا بافی
تلفن و اس ام اس و بدست گرفتن گیتار*

* نواختن این مورد الزامی نیست

گریه کردن در زمان های ضروری
جیغ زدن وداد فریاد در هر زمان مکان

هنر های زیر نیز لیست هنرهای "بانو ایده آل من برای زندگی" اضافه شده است

مینیاتور کاری ناخن دست و پا

انواع جراحی های بینی ، فک ، صورت ،گونه ، و......

دوستان متعدد

راز داران متعدد

خواستگاران متعدد (این مورد چندین سال بعد از ازدواج باید بیان گردد)

در پایان از بانوان خواسته شده که با خود رو راست با شند
همه بانوان استعداد آرایش کردن خود را ندارند
همین طور که همه صورت ها استعداد آرایش غلیظ شدن را ندارند


و البته دم اندک مذکراتی که تا به حا ل از نزدیکی دفترازدواج رد شده اند نیز غنیمت شمردند

باشد که مورد مورد استفاده قرار گیرد

۱۳۸۶ اسفند ۱۷, جمعه

۱۳۸۶ اسفند ۲, پنجشنبه

دانشجویی در سر زمین غرایب

بعضی وقت ها آلیس رو می بینم

البته نه تو خواب

تو همون سرزمین عجایب

آخه منم همون جا دانشجو ام

سوراخ لایه ازن صاف بالا سر شهر

واسه همین همیشه باد میاد

اینجا همه چیش برعکس

پسر بچه هاش موهای بور دارن ولی نمی دونم چرا دختراش اون شکلین

اینجا تربیت تمام فیزیکی هستش

صدای گریه بچه ها معمولا از 11 صبح شروع می شه و تا پاسی از ظهر به طول می انجامه

انگشتت اگه آسمون رو نشون بده تاکسی می برتت دانشگاه

اگه رو به افق باشه داخل شهر می بردت

مسیری بجز این دو وجود نداره

مثل فامیلی شون که فقط دو تا هستش

اینجا معدن انگور کشمشه

ولی معلوم نیست چرا انگوراش گرون تر از جاهای دیگه هست

تازه همه جای شهرهم زده کشمش شما را خریداریم

وای به روزی که به قعطد معدن

این سوال که" اینجا هم جا بود تو قبول شدی " چند وقتی از زهنم پریده

البته هر وقت بلایی مثل موتور هاشون بهم می زنه دوباره تو ذهنم میاد

ولی باید انصاف داشت

این چند سال مثل آب لوله کشی شون گوارا بود!*

----------------------------------

* آب لوله کشی شهر مورد نظر به نسبت شور حاوی مقادیر بالایی کلر و املاح می باشد و در اکثر اوقات قطع می باشد

۱۳۸۶ بهمن ۲۶, جمعه

ولنتاین !؟

بله
ولنتاین آمد رفت

چه مواد های آرایشی که بر صورت های اجناس لطیف مالیده شد

چه پول هایی که جنس خشن از جیب بابا تلکه شد

کوچه پس کوچه هایی پر از کفترانی که بال به بال بق بق بقو کنان و بی خبر از فردا

فرعی ها پر ماشین های دو سر نشین با دنده دو

در نهایت پسران با جیب خالی به خانه می آیند و دختران با دست پر

مانده این چه جور لطافت است که تنها کادو می گیرد و

آن چه خشونتی است که جیب را خالی می کند!؟

۱۳۸۶ بهمن ۱۳, شنبه

blind end

گویند فردی خر سیما در کوچه بن بستی آدرس سه راهی را از کوری می پرسید

بقیه رو خودتون حدس بزنین
حال ندارم

۱۳۸۶ بهمن ۱۲, جمعه

جایی که عرب تشک انداخت

خر ما از کرگی سم نداشت

انگار تمام بدبختی های عالم را به دم ما توشکه زدیم

مگرم چاره ای دگر بود مرضی دگر هم در راه بود

دانسته پا در راه ندانستن نهادن کار هر دورجناب خری نیست

از سن هفت سال کم کنی به عددی می رسی که برابرش عمر حدر شده

جالب این جاست تمام درهایی که بهشون زدم باز بودن ولی راهرو ها شون هم خیلی دراز بودن

یه روزی باید تموم شه

این روزها که تموم نمیشه

جاش عمره که تموم می شه