- دیپلم را می گیرد . شوهر دم دست هست . اما نه چندان دل انگیز . پس به سراغ لیسانس می رود
- لیسانس را یک ضرب یا دو ضرب می گیرد. بدنبال شوهر می گردد . با قفدان شوهر مواجه می شود پس اگر قیافه ی لازم را داشت که هیچ. چون به شوهر خودش را می رساند . اگر نداشت به سر وقت فوق می رود
- فوق را هم می گیرد. اندکی مکث می کند .به بدنبال شوهر است.اما شوهری در دست رس نمی باشد . با خود می گوید: دکترا را بگیریم شاید یکی پیدا شد
- دکترا را هم اخذ می کند .استاد دانشگاه می شود . احساس می کند از هفت خوان عبور کرده. اما هنوز شوهر نکرده. پس لابد یک خوان مانده! پس در انتظار دیو سپید می نشیند و....
مرد
- با دیپلم یا بی دیپلم . یا زن می خواهد یا نمی خواهد. اگر خواست پول هم داشت که می گیرد. اگر پول نداشت به سروقت لیسانس می رود
- لیسانس را می گیرد به دنبال کار می رود .خبری از کار نیست. اگر عقل داشت دور زن را گلاب می گیرد . اگرم نداشت که هیچ
- فوق لیسانس را می گیرد. خسته شده پول می خواهد. به این ورو اون ورش فشار می آورد ... شاید که تحت فشار زن بگیرد...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر