۱۳۸۶ دی ۶, پنجشنبه

دانشگاه ما برای ایجاد تسهیل در امر ثبت نام و حذف و اضافه

اعلام کرده علاوه بر واریز نقدی کل شهریه ثابت صد هزار تومان هم به صورت الاالحساب

باید به جیب خرجین گون دانشگاه واریز کنیم

واقعا چقدر لطف کردن

موندم اینا که این قدر مغز دارن چه ناهارا بوفه ساندویچ مغز نمیده؟

۱۳۸۶ دی ۱, شنبه

گله از تهی بودن رابطه ها می کنیم
خودمان را از تهی کردنش تبرئه می کنیم

گله از سنگینی نفس این و آن داریم
سنگینی جوری که روا داشته ایم را به یاد نداریم

گوش شنوا می خواهیم وقت دل تنگی
گوش شنوا را هنگام مستی ناشنوا می کنیم

هر که نزدیک می شود دورش می کنیم
آن که را که دور است عزیز می داریم

تنهایی مان شلوغ تر از بازار دم عید است
بهانه ی مان تنها ماندن و فکر در خویشتن
غافل ازین که خویشتن مان را گم کرده ایم

پای بندی را حذف می کنیم تا پای در بند نباشد
در بند هرز گویی می شویم و به خود می گوییم
آری دیگران اند مقصر تقصیراتمان



کاش می دانستیم دل شکستن چقدر ساده تر است از بند زدن دلی که شکستیم


۱۳۸۶ آذر ۳۰, جمعه

آنکه فرق بین کرم و اکرم را تشخیص نمی دهد خر نیست دورجناب آدم است

مشکل از کرم است که زلفانش آبشار است مشکی خرمایی و اکرم که پشت لبش از داداشش بیشتر سبیل دارد

۱۳۸۶ آذر ۲۹, پنجشنبه

راه حلی پیدا شد
راه حلی برای دک دست نوشته ای که خودش گمشده بود از بس دور افتاده از من شده بود

می برمش
می اندازمش توی یه کاسه آب
که رنگ هاش تو هم قاطی بشه
بد که خشک شد می زارمش همون جایی که قبلا بود ( آگه یادم بیاد کجا بود) ه
اینکه دیر راه حل پیدا شد یا که خودش دیر تر پیدا شد واسه این بود که حال و حوصله ای واسه فکر کردن به چیزی که سرو تهش رو با چسب به هم وصل کردن نبود
چه برسه به گشتن دنبالش



دنیا خیلی عجیبه

بعضی وقت ها پر رو بودن آسون تره تا آدم بودن

۱۳۸۶ آذر ۲۸, چهارشنبه

پایان ترم است و دیگر هیچ

دلم برای خودم تنگ شده
بعضی وقت ها آدم وقتی معنی وقت رو می فهمه از هر چی وقت بدش میاد
مثل غروبای جمعه
اگرم که نم بارون بزنه که هیچی دیگه
بازم پایان ترم اومد
آه
زندگی روبه را داشت می شد ها
خدایا این ترمو را از ما نگیر

۱۳۸۶ آذر ۲۲, پنجشنبه

آیا

می گن ادم تا کاری رو خودش انجام نده نمی فهمه قضیه چیه! ه
تا بحال می گفتم چرا تا یکی ازین اساتید کتابی رو ترجمه می کنن قیافه شون از حالت طبیعی فاصله می گیره
دیشب یه پارا گراف زبان تخصصی ترجمه کردیم فهمیدیم استادامون باز حال شون خوبه بابا!؟

حالا ببینین اونایی که این کتابارو نوشتن چه شکلین

۱۳۸۶ آبان ۳۰, چهارشنبه

خواب مفید

من طی 24 ساعت گذشته 10 ساعت بیدار بودم
wow
حال عجیبی بهم دست داده بود یاد اصحاب کهف افتادم

۱۳۸۶ آبان ۲۶, شنبه

۱۳۸۶ آبان ۲۲, سه‌شنبه

بوی زرجوب و گوهر رود آید همی

تو غربت موندنم به هفته نکشیده
ولی دلم هوای رشت رو تو سرش داره
تنها شباهت این شهر با رشت بوی جوی اینجا و رودخونه های اونجاست
هردو بد بو
اما این کجا و آن کجا

۱۳۸۶ آبان ۲۱, دوشنبه

چای کبود

چند صباحی، ملک هستی را با کنج عزلت نشینی، به نیکی گذراندیم
شیخ ما را هوش کم بود و میل به غلظت چای بسیار
خطاب به وی نصیحت در دادیم که : تو را معده سر راهی است یا روده زیر بته ای که چنین و چنان قیر جای چای سر می کشی؟
سر نا امیدانه بلند کرده، به حالتی مغموم پاسخ آورد
هی ...ه
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد . . . آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دل به حال مذکور سوزانده، نیم دیگر قوری به پیمانه اش افزودیم
. چنان که پاسخ از یاد برده زمزمه کردیم
برو بابا
من و مهراد (همچون شمس و مولوی) ه
حق چاپ محفوظ است

۱۳۸۶ آبان ۲۰, یکشنبه

آیا؟

با سوهان افتاده به جون عکسش
همون عکسی که تو ذهنم حک شده بود
چاره ای نیست
باید با دستگاه سابوندش و سیقل داد
تا بشه مثل آینه
هر چقدر دیدمش بس بود از حالا خودم رو می بینم

۱۳۸۶ آبان ۱۵, سه‌شنبه

چادر قرمزی

پیشگفتار
چادر قرمزی یکی از کهن ترین داستان های دنیاست که نسل به نسل وسینه به سینه نقل شده کتب زیادی درین باره نوشته شده . تا آن جا که نویسندگان خارجی نیز آن را بانام شنل قرمزی درادبیات خود ماندگار کردند
این داستان نقلی است از اثری که قدمتش به قرون اولیه اسلام میرسد
چادر قرمزی دختر کوچولی بود که میخواست به ننه جونش سر به زند
چادرش را بسرش کرد از خانه بیرون آمد
دو کوچه پایین تر کنار دیواری ایستاد آیینه اش را در آورد اندکی خودش را توالت کرد
روسری را عقب زد پاچه هایش را بالا داد به راه خود ادامه داد
در راه ماشینی را دید که بانوان را مجانی زورکی سوار میکند ! ولی چون قصد پیاده روی داشت وارد فرعی شد
در آنجا چند پسرک لبخند زنان وبا روی گشاده با او شوخی کردنند
چادر قرمزی که خوشش آمده بود بزور جلوی ذوقش را گرفت و رفت
رفت و رفت تا اینکه رسید سر قرار
طبق معمول هم دیر کرده بود
دوست پسر بدبختشم عادت کرده بود
قصه ما بسر رسید چادر قرمزی به خونه ننه جون از قرار معلوم نرفت که نرسید !ه

۱۳۸۶ آبان ۱۴, دوشنبه

کتاب هفته

یه سالی بود غم دوره مون کرده بود و همه چی واسم بختک شده بود
پدرم که از دیشب تا به حال به پشت خوابیده و سلفه می کنه
مادرم که چند وقتی پاش لنگ شده با همون پا رفته دنبال یه لقمه نون
برادر بزرگ ترم که که خبری ازش نیست امیدی به بر گشتش هم نیست
گرسنگی رو تو چشای برادر خواهر کوچیکم می بینم
دلم می خواست کاری بکنم اما چیکار
بخشی از کتاب سوسک ها و آدم (حسرت و وسواس ) ه
اثر سوسک گل اندیش خاجه سوبول حمامی

۱۳۸۶ آبان ۶, یکشنبه

اندر احوال الاف و نخبه

نخبه ای الافی را پرسید ایا آن روز خواهد آمد که تو دست از بیهوده زیستن بر کنی و فکر آخرت کنی
الاف نیک نظر در نخبه افکند و گفت آری
نخبه را سخت خلق تنگ آمد و گفت دیگر کی ؟
الاف پاسخ داد آن روز که تو بر خویشتن بنگری و در احوال کار خود مجنون شوی
آن روز جای خود به تو وا میگذارم
اندر احوال الاف و نخبه
به قلم شیخ بلغور رسا الدین گیلانی

زبان بسته می خواهد زنده بماند

بنده خدا این زبون بسته ها
داره همه جوربلایی سرشون میاد ولی جیکشون در نمیاد
باز ما آدمها دادمون درمیاد
البته همین حیونکی ها تو خارج وضع بهتری دارن
لابد اونجا زبونشون بازه
یعنی انگلیسی بلدن!؟ ه
اگه بلدن لابد حیون های ما هم بلدن دیگه!؟ ه
اگه بلدن بس چرا اونایی که باید بشنون نمی شنون
بس معلوم می شه حیوانات زبون دارن ولی مسئولات زبون بلد نیستن

۱۳۸۶ آبان ۴, جمعه

نرخ خون

فکر کردی چرا دیه بعضی از آدمها از خسارت ماشینشون بیشتر! ......... ! ه

why

جیز جیز جیز

از محیط گازی وارد محیط صلب چوب می شویم (یر کلاس اینو نوشتم ) ه

قرچ قرچ قرچ

می خورد و میخورد وهی می خورد

معلوم نبود اشتهایش تمامی ندارد یا گرسنگی اش

هر چی جلوتر می رفت اشتهایش بیشتر می شد گردنش کلفت تر

قرچ چ چ چ چ چ چ
تق ! ه

در سکوتی مطلق

مردی روی زمین افتاده وبه کرم چوبی تکه چوبی در شکمش فرو رفته می نگرد

کجای کار اشتباه بود طراحی صندلی یا مسیر انتخابی کرم؟

برای روشن تر شدن موضوع به تصویر شماتیک ماجرا دقت فرمایید


۱۳۸۶ مهر ۲۳, دوشنبه

آگهی مضایده شماره یک

یک دستگاه توالت فرنگی به فروش می رسد

مدل پنجاه هفت

مال یه خانم دکتری بوده ... ه

به اضمام یه دستگاه آفتابه مجانی

برای کسب اطلاعات بیشتر

به روزنامه های کثیر الانتشار روز های جمعه مراجعه کنید



۱۳۸۶ مهر ۲۲, یکشنبه

علم چه ربطی دارد به ثروت

تو راه دانشگاه غربت بودم
بغل دستیم پرسید اگه سواد انگلیسی داری این اس ام اس رو برام بخون
منم خوندم

"25 milion zire gheimat mide gholname koni bordi "

۱۳۸۶ مهر ۲۱, شنبه

چرت بعد ظهر

دیشب خواب مادر زنم رو دیدم
ماشالا خیلی خانم خوب و با کمالاتی بودن
من رو اندازه پسرش دوست داشت
البته کمتر
ولی زنم رو تو خواب ندیدم
لابد واسه اینکه اصلا زن ندارم ! ه

نیمه ی پر را ببین


آخه چه جوری
والا لیوان من همین جوری که میبینی
!

۱۳۸۶ مهر ۱۴, شنبه

حوض سه شیر


این ابنیه تاریخی در پنج کیلومتری قزوین واقع شده


نام مبتکرآن نامشخص است

potho by rasa

۱۳۸۶ مهر ۱۳, جمعه

خاطرات فریزری

کودکی خوبی بود

بدون حراس از اینکه فردا چه خواهد شد

پر حرارت اما آرام

کوچه ام را سه بار عوض کردم اخرش هم بهمان کوچه ی اولم برگشتم

ابتدا پنج شش ساله بودم و ده سالی طول کشید که به همان کوچه برگردم

خبری از همبازی های سابقم نبود یا اساس کشی کرده بودند یا جایشان را برادرهای کوچکشان پر کرده بود

دوستی در دوامش برا یم معنی می شد و مثل آثار باستانی کهنگی در آن بی معنی بود

تابستانی برایم دوست داشتنی بود که در کلاس نقاشی و فوتبال با دوستانم و گرفتن یا نگهداری حیوانات خلاصه می شد

و مهر ماه اول بد بختی هایم بود چهاردهم فروردین هم چهلمش

آنچه از آن دور دور ها به یاد می آورم جدای خاطراتی که بزرگترهایم تعریف می کنند

سه چرخه ام است به رنگ آبی با چرخ های چوبی

رفیق سه چهار سالگی من که به هیچ یک از ماجرا جویی هایم نه نگفت

دوبار روی بالا بندی ها چپ کردم ! اینکه چطوری چب کردم یادم نیست

تنها یادگارش دو نقطه سفیدی است که هنگام کچلی مثل پریز برقی روی سرم است

نمیدانم سه چرخه ام کجاست

آخر عادت کرده ام لوازم کودکیم را در پشت بام خانه مان پیدا کنم

پوشکم
رورواکم
پتوی یک سالگیم

امید وارم این دلتنگی ها ربطی به چپ کردن های کودکیم نداشته باشد

۱۳۸۶ مهر ۸, یکشنبه

گفتگو با یانگوم پزشک سریال جواهری در قصر

در ارتباط مستقیم با سئول توانستیم گفتگویی با دکتر یانگوم سو فوق تخصص عمومی داشته باشیم
ایشون مبتکر اشقه درمانی نیز هستند
اگر نبضتان گوزکایی زد باید مقداری کرم ساقه خوار برنج را با اشقه بجوشانید و بخورید
پا قلب اول شماست هرکی غیر این گفته غلط کرده
هرمرزی رو می شه از پاتون فهمید مثلا وقتی اسهال دارین پوست پاتون خشک میشه چون بدن اب شو از دست میده موقع یوپس شدنم برعکس
چند مورد از خواص اشقه کوهی
چوشوندش سرطان رو درمان میکنه
خشک شدش خواص ضد آلزایمر داره
خودش تو دمان نازایی استفاده میشه
آبش واکسن ایدز
پلاسیدشم ضد چروک دور چشم و ترک پای هستش
جویدنشم باعث شادی و توهم میشه

۱۳۸۶ مهر ۶, جمعه

تبلیغات رسا

سیفون عنبر
مطمئن پر فشار
همراه با سنسور حساس به صدا


بخاری های بدون دودکش گرمک
مجهز به سیستم هشداردهنده ی گاز منوکسید
با قطع شدن اولین علایم حیات بخاری ظرف پنج دقیقه بخودی خود خاموش می شود

کلاس ها و آزمون های آزمایشی
گل اندیشان
کاردانی به کارشناسی کارشناسی ارشد دکترا و بالا تر
دفتر مرکزی بالا تر از پل صراط
تلفن 007878787878

گل اندیشان

۱۳۸۶ مهر ۵, پنجشنبه

بازگشتی تکراری

باز درد سر


باز ماندن کنار خیابان


باز خاطرات قبل سهمیه بندی


وقتی کرایه ها اندکی ارزون بود


باز خوابیدن با لالایی استاد


باز توالت های دربسته


وقتی هم باز بود آبش را برویهمان بسته بودند


باز..... ه


دانشگاه باز


جعفر آقا چمن های جلوی دانشگاه را کوتاه میکند


خبری از سگ و گربه های اطراف نیست


این دو با هم یعنی فردا سلف سرویس قرمه سبزی میدهد


این را به فال نیک باید گرفت چون از قیمه با پوست پرتغال بهتر است !