بعضی وقت ها آلیس رو می بینم
البته نه تو خواب
تو همون سرزمین عجایب
آخه منم همون جا دانشجو ام
سوراخ لایه ازن صاف بالا سر شهر
واسه همین همیشه باد میاد
اینجا همه چیش برعکس
پسر بچه هاش موهای بور دارن ولی نمی دونم چرا دختراش اون شکلین
اینجا تربیت تمام فیزیکی هستش
صدای گریه بچه ها معمولا از 11 صبح شروع می شه و تا پاسی از ظهر به طول می انجامه
انگشتت اگه آسمون رو نشون بده تاکسی می برتت دانشگاه
اگه رو به افق باشه داخل شهر می بردت
مسیری بجز این دو وجود نداره
مثل فامیلی شون که فقط دو تا هستش
اینجا معدن انگور کشمشه
ولی معلوم نیست چرا انگوراش گرون تر از جاهای دیگه هست
تازه همه جای شهرهم زده کشمش شما را خریداریم
وای به روزی که به قعطد معدن
این سوال که" اینجا هم جا بود تو قبول شدی " چند وقتی از زهنم پریده
البته هر وقت بلایی مثل موتور هاشون بهم می زنه دوباره تو ذهنم میاد
ولی باید انصاف داشت
این چند سال مثل آب لوله کشی شون گوارا بود!*
----------------------------------
* آب لوله کشی شهر مورد نظر به نسبت شور حاوی مقادیر بالایی کلر و املاح می باشد و در اکثر اوقات قطع می باشد
۱۳۸۶ اسفند ۲, پنجشنبه
۱۳۸۶ بهمن ۲۶, جمعه
ولنتاین !؟
بله
ولنتاین آمد رفت
چه مواد های آرایشی که بر صورت های اجناس لطیف مالیده شد
چه پول هایی که جنس خشن از جیب بابا تلکه شد
کوچه پس کوچه هایی پر از کفترانی که بال به بال بق بق بقو کنان و بی خبر از فردا
فرعی ها پر ماشین های دو سر نشین با دنده دو
در نهایت پسران با جیب خالی به خانه می آیند و دختران با دست پر
مانده این چه جور لطافت است که تنها کادو می گیرد و
آن چه خشونتی است که جیب را خالی می کند!؟
۱۳۸۶ بهمن ۱۳, شنبه
۱۳۸۶ بهمن ۱۲, جمعه
جایی که عرب تشک انداخت
خر ما از کرگی سم نداشت
انگار تمام بدبختی های عالم را به دم ما توشکه زدیم
مگرم چاره ای دگر بود مرضی دگر هم در راه بود
دانسته پا در راه ندانستن نهادن کار هر دورجناب خری نیست
از سن هفت سال کم کنی به عددی می رسی که برابرش عمر حدر شده
جالب این جاست تمام درهایی که بهشون زدم باز بودن ولی راهرو ها شون هم خیلی دراز بودن
یه روزی باید تموم شه
این روزها که تموم نمیشه
جاش عمره که تموم می شه
اشتراک در:
نظرات (Atom)
